تبليغاتX
.
.
نگارش در تاريخ جمعه هشتم آبان 1388 توسط حسینی

 

معاون فناوریهای نوین بانک مرکزی با اعلام نحوه اخذ کارمزد از تراکنشهای ناموفق بانکها، گفت: اجرای این برنامه تاثیرات مثبتی در عملکرد بانکها داشته است.

محمدحسین مهرانی درباره اخذ کارمزد از تراکنشهای ناموفق بانکی گفت: در گذشته از تراکنشهای ناموفق بانکی کارمزدی اخذ نمی شد، اما به لحاظ اینکه بحث کیفیت سرویس دهی سیستم بانکی و بحث الکترونیکی آنها مدنظر قرار گرفته است، تصمیم به اخذ کارمزد از تراکنشهای ناموفق بانکی گرفته شد.

معاون فناوریهای نوین بانک مرکزی افزود: به منظور ارائه سرویسهای مناسب به مردم و با توجه به اینکه تراکنشهای ناموفق دستگاههای خودپرداز از کلیه سرویسها استفاده می کنند، بانکی که چنین تراکنشی داشته باشد، باید کارمزد آن را نیز پرداخت نماید.

وی با بیان اینکه برای تراکنشهای ناموفق نیز همان کارمزدها را با یک نظم دیگری حاکم کردیم، بیان کرد: اگر 5 درصد کل تراکنشهای خودپردازهای یک بانک ناموفق باشد، بابت هر تراکنش ناموفق 50 تومان، اگر 10 درصد تراکنشها ناموفق باشد 100 تومان و اگر 15 درصد تراکنشها ناموفق باشد تا 150 تومان از بانکها کارمزد اخذ می شود.

مهرانی با بیان اینکه اخذ کارمزد از تراکنشهای ناموفق بانکها تاثیرات مثبتی در عملکرد آنها داشته است، اظهارداشت: اگر تا زمان قبل از اخذ کارمزد از تراکنشهای ناموفق بانکها نسب به این قضیه بی تفاوت بودند، پس از تعیین کارمزدها و هزینه های اینچنینی از بانکها، آنها به این نتیجه رسیدند که باید به این امر توجه بیشتری نشان دهند و سیستمهای عملیاتی خود را اصلاح نمایند.

وی با بیان اینکه اخذ این کارمزدها به منزله اخذ جریمه از بانکها نیست، گفت: برای مقایسه عملکرد بانکها در بخش تراکنشهای ناموفق باید به موضوع تعداد تراکنشها نیز توجه شود، زیرا بانکی همچون بانک توسعه صادرات که تعداد تراکنشهای کمی دارد، به همان نسبت نیز تعداد تراکنشهای ناموفق کمتری دارد، ولی بانک ملی تعداد تراکنشهای بسیار زیادی دارد که به همان نسبت نیز تعداد تراکنشهای ناموفق بیشتری نیز دارد.

نگارش در تاريخ جمعه یکم آبان 1388 توسط حسینی
وقتی می خوایم یک کسب و کار جدید راه بندازیم و یا مقداری پول رو در حساب سرمایه گذاری خودمون قرار بدیم یا اینکه حساب قرض(!) الحسنه(!) باز کنیم دلمون می خواد بانکی که انتخاب می کنیم بهترین خدمات رو به ما ارائه کنه.

پیشنهاد من اینه که قبل از انتخاب بانک به نکات زیر توجه کنیم:

- خود پرداز یک بانک می تونه تا چند ساعت به شما پول نده بدون اینکه به اعتراض شما توجه کنه.

- بانک می تونه آخر هر ماه به هر بهونه ای به شما پول خودتون رو نده.

- بانک می تونه ۱۵ روز شما رو واسه گرفتن یک دسته چک جدید معطل کنه.

- بانک می تونه واسه دادن دسته چک جدید به شما فشار بیاره آخر ماه یک مبلغ کلان رو تو حسابت نگه داری.

- اینترنت بانک یک بانک می تونه ۲۴ ساعت قطع باشه.

- کارت عابر بانکتون می تونه چند ساعت به دستگاه های پوز جواب نده.

- کارت عابر بانک شما می تونه قبل از عید در هیچ خودپردازی غیر از خودپرداز خودش کار نکنه.

- بانک می تونه سود سرمایه گذاری شما رو دیر بده و اعتراض شما فایده ای نداره.

- صدور کارت عابر بانک در یک بانک می تونه تا یک هفته طول بکشه و شما در اون یک هفته به پولتون دسترسی ندارید.

- سیستم متمرکز بانک می تونه نصف روز کار نکنه و شما برای برداشت پولتون مجبور بشید به شعبه مادر مراجعه کنید.

بنابراین:

اگر می خواهید حساب سرمایه گذاری باز کنید:

- از کسانی که در اون بانک حساب دارند بپرسید که آیا بانک سود رو در زمان هایی که تعهد داره واریز می کنه یا خیر.

- به نوع حساب توجه کنید. بعضی بانک ها ادعای ۲۵ درصد سود دارند. اما این ۲۵ درصد واقعی نیست چون سود شما رو به مدت ۴ سال نگه می دارند و در واقع از سود ترکیبی پول شما استفغاده مضاعف می کنند. درصد این حساب ها بعضا خیلی پایین تر از ۲۵ درصد هست. در یک مقاله کوتاه این سود رو محاسبه خواهم کرد.

اگر می خواهید با این حساب تجارت کنید:

- بینید دسته چک رو چند وقته صادر می کنه.

- ببینید افراد معتبر که حسابون خوب کار می کنه رو چقدر تحویل می گیره؟ مثلن اگر حسابشون خالی باشه و چک تو باجه داشته باشند برگشت می زنه یا تا می تونه صبر می کنه؟

- ببینید با اعتباری که تو اون بانک به دست می آرید آیا در آینده وام بهتون می ده یا نه.

- ببینید جایی که نیاز به ضمانتنامه بانکی دارید بهتون می ده یا نه.

- از کارکرد اینترنت بانک و تلفنبانک مطمئن بشید. تلفنبانک بعضی از بانک ها تا ۲۴ ساعت قطعه و شما نمی تونید متوجه بشید چکتون پاس شده یا نه.

- مطمئن بشید که تلفن بانک و اینترنت بانک آنلاین هستند. یعنی اطلاعات ۲۴ ساعت قبل رو بهتون نده چون تجارت های امروز سرعتش خیلی زیاده و اطلاعات ۲۴ ساعت قبل مرده محسوب می شه.

- ببنید اون بانک کلن برای مشتری هاش و پولشون ارزش قائله یا اینقدر پول دولت در خزانش هست که هیچ نیازی به شما احساس نمی کنه. این رو از رفتار مسئول باجه ها که چقدر با شما خوب برخورد می کنند متوجه می شید.

- اگر می خواهید در آینده با خارج از کشور در ارتباط باشید از امکانات ارزی بانک مطمئن بشید. چون بعضی از بانک ها برای عملیات ارزی سخت گیری های بی دلیل می کنند.

- از ارتباط کامل اون بانک با شبکه شتاب مطمئن بشید. که اگر خواستید با خودپرداز پولی رو به بانک دیگه ای منتقل کنید امکان پذیر باشه.

- سعی کنید که شعبه ای که حساب باز می کنید نزدیک منزل یا محل کارتون باشه که برای بعضی امور که لازم می شه مراجعه کنید وقتتون تلف نشه.

اگر می خواهید حساب قرض(!) الحسنه(!) داشته باشید:

- اگر به هوای جایزه، حساب قرض(!) الحسنه(!) باز می کنید و اعتقادات مذهبی دارید بدونید که این حکم شرعی اکثر مراجع هست به خاطر جایزه حساب قرض(!) الحسنه(!) باز کردن حرامه.

- مطمئن بشید که اگه یه روزی گیر افتادید اون بانک حاضره به شما وام قرض(!) الحسنه(!) بده یا نه.

- مطمئن بشید که اون بانک با پول شما وام قرض(!) الحسنه(!) به مردم می ده نه وام تجاری

- از صحت جوایزی که بانک ادعا می کنه از آشنایان و دوستان جویا بشید. چون بالاخره اگه قرعه کشی عادلانه باشه باید خبرش به فامیل یا دوستان شما هم برسه.

نگارش در تاريخ شنبه بیست و پنجم مهر 1388 توسط حسینی

تورستین بک، پاتریک بهر، آندره گوتلر
مترجم: رضا امیدی
آیا جنسیت در بانکداری اهمیت دارد؟ در اینجا دلایلی از یک بانک آلبانی نشان می‌دهد که بله اهمیت دارد. متصدیان بانکی مونث سهم بهتری دارند، مثلا وام‌گیرنده‌هایی که با خانم‌ها سر و کار دارند، به طور قابل توجهی، بدهی‌های معوقه کمتری دارند.


بنابراین باید دوباره پرسید، آیا جنسیت در بانکداری اهمیت دارد؟ اگر جنسیت با توانایی نظارت و گزینش مرتبط است، پس شاید انگیزه‌های متصدیان بانکی انعکاسی از جنسیت آنها باشد. بعضی از تحلیلگران اظهار کرده‌اند که جنسیت بانکداران در بحران‌های کلی نقش دارد. (Sibert 2009) به طور وسیعتر، محققان اخیرا تفاوت‌های جنسی را در یک محدوده‌ وسیع از رشته‌ها مستند کرده‌اند – همه چیز از کارآیی در ورزش‌های سنگین (Paserman 2007) گرفته تا سهم نیروی کار در مهاجران اخیر.(Blau et al.2008)
این نوشتار بر اساس آخرین تحقیقات، گزارش‌هایی را ارائه می‌دهد که در آن ارتباط بین وام گیرندگان و جنسیت متصدیان بانکی و خطر وام‌ها بررسی شده و برای اولین بار دلایل مستقیمی در خصوص اینکه جنسیت در بانکداری نقش دارد، ارائه می‌دهد.
چگونگی اهمیت جنسیت
تئوری‌ها و شواهد، پیش‌بینی‌های مبهمی در مورد چگونگی ارتباط جنسیت متصدیان بانکی و احتمال بدهی‌های معوقه وام‌گیرندگان آنها، ارائه می‌دهند.
بارات ات ال (bharat et al 2009) استدلال می‌کند که مجریان مذکر دسترسی بهتری به اطلاعات خصوصی دارند که این در مورد متصدیان بانکی می‌تواند منجر به کارآیی عالی در متصدیان مذکر شود. علاوه بر این، در نظر بگیرید که در جوامع مردسالار، متصدیان بانکی مذکر ممکن است مقام قویتری در.........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 توسط حسینی

مهندس مفرح مديرعامل بانك صادرات كه در اوايل دهه 1360 درگذشت، نمونه‌اي از مديران خودساخته‌اي بود كه در روش‌هاي مديريت به موضوع كارمندان و كاركنان بانك صادرات توجه فوق‌العاده‌اي داشت.


او با تاسيس شركت «بيمه اميد ايران» و افزايش دادن 3 برابري حقوق كارمندان كه به‌طور متوسط به 1000 تومان در ماه رسيد موجي از وفاداري در ميان كاركنان بانك صادرات ايجاد كرد...
آن وقت به مهندس مفرح گفتم: حالا من از شما يك سوال دارم كه جواب سوال خودتان در آن است و سوال اين است كه اگر به فرض فردا صبح شخصي كه در كار منزل به شما و يا من كمك مي‌كند، مبتلا به «منانژيت» شد، آيا صحيح مي دانيد به عوض اينكه او را به پزشك فاميلي مراجعه دهيم تا با يك تزريق پني‌سيلين بهبودش ببخشيد، به ملاحظه قياس به نفس بدهيم به كله او مدفوع گرم گاو ببندند. چرا كه در گذشته با يكي از ما چنين رفتاري شده بود؟
مهندس مفرح فورا مطلب را دريافت و غلط بودن قياس را درك كرد و به فكر فرو رفت. من فهميدم حرفم در او تاثير كرد و متوجه شد امور زندگي را نمي‌توان صرف نظر از عامل زمان و مكان مثل عكس از يك نسل به نسل ديگر و از يك محل به محل ديگر انتقال داد. مقتضيات زمان و مكان بايد هميشه مدنظر باشد.
بعد اضافه كردم: ما در دنيايي كه دائم در حال تحول و سير تكاملي است، زندگي مي‌كنيم. هر چه زمان بگذرد وسايل و موجبات بهتر از گذشته در اختيار مردم قرار مي‌گيرد. اشخاصي كه سرنوشت مردم را در دست دارند، از جهتي به دو دسته تقسيم مي‌شوند؛ آنهايي كه فكر مي‌كنند ناراحتي‌هاي زندگي گذشته خود را بايد به سايرين و يا نسل جديد منتقل سازند، يعني مردم را به همان ناراحتي‌هاي گذشته خود مبتلا كنند، تا آزارهاي گذشته خود را تعديل سازند و تعادل عصبي خود را حفظ كنند، در مقابل آنهايي كه سعي دارند تدابيري بينديشند تا سايرين و نسل بعد دچار ناراحتي‌هاي گذشته ايشان نشوند. انصاف و عدالت ......


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه ششم مهر 1388 توسط حسینی
تاكنون مطالب بسياري درباره كاركنان با انگيزه نوشته شده است. اين افراد يقيناً كليد راهيابي يك سازمان به موفقيت هستند. اما بهتر است بيشتر روي متوقف نمودن و كاهش بي انگيزگي كه اغلب بين كاركنان قديمي و با سابقه رخ مي دهد، تمركز نماييم. كارمندان جديد بسيار با انگيزه هستند و البته طبيعي است كه كسي نمي خواهد كارمندي با انگيزه پايين را استخدام كند. چرا كاركنان قديمي تر با بدبيني، منفي بافي و بي اعتنايي به كار ادامه مي دهند؟ در حالي كه آنها بايد به خاطر تمام تجربياتشان در امور مشاركت داشته باشند. آنها استعداد و قريحه  افراد جوان و پرتلاش را دارند و اصلاً  خودشان زماني جوان و پرتلاش بوده اند. چيزي تغيير كرده است، بايد بفهميم آن چيست و متوقفش كنيم. اما قبل از آن تأكيد مي شود كه بعضي از كاركنان- و نه همه- از اين نكته رنج مي برند. اين امر نتيجه اجتناب ناپذير بالارفتن سن يا تجربه نيست. برخي حتي  تا زماني كه بازنشسته مي شوند فعال باقي مي مانند. اين حقيقت كه همه كاركنان بي انگيزه نمي شوند باعث اميدواري است و زمينه هايي را براي از بين بردن و يا حداقل كاهش اين مسئله فراهم مي سازد.

بياييد در مورد يك فرد پركار و جوان صحبت كنيم. او مشغول كار در حوزه اي مي شود، چون معتقد است كه استعداد انجام آن شغل خاص را دارد، به خوبي در آن كار پيشرفت خواهد كرد و ترفيع خواهد گرفت. او فكر مي كند جايي را انتخاب كرده كه ارزش كار او را مي دانند. چه چيزي باعث مي شود اين فرد انگيزه اش را از دست بدهد؟ در اينجا چند احتمال بررسي مي شود:

اهميت براي رئيس: كارمند جديد حالتي از ترس، احترام و شگفتي نسبت به مافوقش دارد. او زياد درباره مسئول و نحوه كارش نمي داند، ولي ممكن است خيلي زود دريابد كه رئيسش آگاهي چنداني ندارد و يا حداقل براي كاري كه انجام مي دهد مناسب نيست. او با اين سؤال شروع به كار مي كند كه چه چيزي براي مافوق مهم است؟- اين موضوع مربوط مي شود به ارزشيابي كار، چون مسئول بيشترين قدرت را در ارزشيابي فعاليت  ها دارد- اما در اكثر اوقات اساس و ضابطه ارزيابي را درك نمي كند: آيا او به لحاظ همسان بودن با مسئولان، مثبت ارزيابي مي شود و بالعكس؟ آيا...؟

يك نكته جالب هم اين است كه بعضي از كاركنان ساعي وقت اضافي مي گذارند تا امور محوله را در زمان تعيين شده به اتمام برسانند. اما كارهايشان بعد از- به عنوان مثال- يك هفته مروري سطحي مي شود. به همين لحاظ آنها فكر مي كنند اگر بناست كار را با يك هفته تأخير آن هم به اين ترتيب بررسي كنند، دفعه بعد ما هم موضوع را آسان  مي گيريم و از وقت باقي مانده استفاده مي كنيم.

سياست هاي ترفيع: وقتي كارمند جديد به تشكيلات ملحق مي شود به اطراف نگاه مي كند و افراد مختلف را در موقعيت هاي متفاوت مي بيند. همه چيز به نظر منطقي مي آيد، رئيس ها شبيه رئيس اند و رؤساي بالاتر مانند رؤساي بالاتر. او فرض مي كند دلايل خوبي وجود دارد كه چرا اين افراد در آن موقعيت ها هستند. اما همان طوري كه زمان مي گذرد، مي بيند موقعيت افراد تغيير مي كند. برخي از افراد جوان تر و كم تجربه تر در مقام مديريت قرار مي گيرند، متعجب مي شود كه به عنوان مثال چرا كارمند «الف» از كارمند «ب» كه به نظر مي رسيد مشاركت بيشتري در امور دارد موقعيت بهتري را به دست آورده است. چه ضابطه اي براي ارتقاء و تنزل درجه وجود دارد؟ او چه شانسي براي ترفيع خواهد داشت؟ اين فرآيند الگوي بدي است، چرا كه ممكن است از آن به بعد روي اموري تأكيد كند كه بيشتر مانع پيشرفت مي شود.
عدم چالش در امور محوله: بعضاً كارمند درمي يابد كه مشغول انجام فعاليت هايي است كه كمتر از قابليت  اوست. در مقابل فعاليت ها و پروژه هاي بزرگتر- كه هم اعتبار علمي به همراه دارد و هم پيامد مادي- به نيروهاي ديگر سپرده مي شود و او طي زمان فقط نظاره گر آنهاست. به همين دليل به جايي مي رسد كه از خود مي پرسد براي اين امور سطحي بود كه سالهاي عمر را صرف كردم و در مدرسه و دانشگاه آموزش ديدم؟

اتلاف وقت: يك فرد پرتلاش با تمام نيرو كار مي كند. سخت فعال است و سعي مي كند تا حد ممكن كارا و مؤثر باشد. اما به زودي مي فهمد كه مدام بايد در جلسات غيرضروري شركت كند و كارهاي اداري بي ربط انجام دهد. به همين لحاظ از خودش مي پرسد هنگامي كه كارهاي بي فايده وقت من را تلف مي كند و هيچ نظارتي صورت نمي گيرد كه آيا من كار با ارزش انجام مي دهم يا نه، چرا خودم وسواس داشته باشم.
ناديده گرفته شدن: اگرچه فرد براي قابليت هاي منحصر به فردش استخدام شده است، اما درمي يابد كساني هستند كه فكر مي كنند او بايد شبيه افراد ديگر باشد. به نظر مي رسد آنها مي خواهند همه كاركنانش قابل جايگزيني باشند. به قدري كه بتوانند افراد را مانند مهره هاي سرباز در شطرنج به راحتي كنار بگذارند.

در مقابل اين برداشت ها چه بايد كرد؟

افراد فعال به واسطه مواردي كه طي سالها مي بينند و مي شنوند بي انگيزه مي شوند. اموري كه ديدگاهشان را نسبت به فرهنگ كاري تغيير مي دهد. اين تجربيات با سيستم ارزشي كه پايه هاي خودجوشي يا انگيزه دروني را فراهم مي سازد تضاد پيدا مي كند. در حالي كه انگيزه دروني تنها نوع انگيزه است كه واقعاً كار مي كند و به نتيجه مي رسد. آيا ديدگاه اشخاص غير واقعي  است؟ خير. چون اين ديدگاه بر اساس اهداف و خط مشي هايي كه سازمان ها مطرح مي كنند، شكل گرفته است. بايد قبول كرد كه تجسم فرهنگي افراد هماني است كه از آنها خواسته شده است. شايد اين وضعيت آگاهانه به وجود نيامده است. پس چه بايد كرد؟ ما مي دانيم كه شركت ها و سازمان ها مي خواهند مورد توجه باشند، فعاليت هايشان مورد استفاده قرار بگيرد و مردم از آنها قدرداني نمايند. براي رسيدن به اين جايگاه سازمان ها بايد با كارآيي بالا فعاليت كنند. لازمه اين امر استفاده موثر از توانايي ها و تجربيات افراد است. بالطبع با قراردادن كاركنان با سابقه در اين مسير، مي توانيم بي انگيزگي را از بين برده و يا حداقل كاهش بدهيم.

نگارش در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط حسینی
در راستاي جلب رضايت مشتريان، گسترش بانكداري الكترونيك و حذف فيزيكي پول نقد از فرآيند معاملات ، بانك صادرات ايران محصول جديدي را با عنوان «زاگرس كارت» طراحي و روانه بازار كرد.
به گزارش روابط عمومي بانك صادرات ايران، زاگرس كارت، بن كارت تخفيف داري است كه دارندگان آن مي‌توانند با استفاده از اين كارت از تخفيف ويژه‌اي كه مبلغ آن حداكثر تا 40 درصد وجه كالا راشامل خواهد شد، بهره‌مند گردند.
گفتني است زاگرس كارت از نظر مبلغ محدوديتي ندارد و دارندگان اين كارت مي‌توانند وجه كارت خود را از دستگاههاي خودپرداز، پايانه‌هاي فروشگاهي (POS) و پايانه‌هاي شعب دريافت نمايند.
لازم بذكر است صاحبان زاگرس كارت در صورت خريد كالا و استفاده از دستگاههاي POS ويژه زاگرس كارت ، از 10 تا 40 درصد تخفيف خريد بهره‌مند خواهند شد.
متقاضيان دريافت زاگرس كارت مي‌توانند به نمايندگيهاي اين شركت يا شعب بانك صادرات در سراسر كشور مراجعه نمايند.

نگارش در تاريخ سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388 توسط حسینی

رشد فزاينده چك‌هاي برگشتي و افول اعتماد ميان فعالان بازار

زنگ خطر آثار سوءقانون كنوني چك بر فعاليت‌هاي اقتصادي ديرزمانيست كه به صدا درآمده‌ است. در‌اين بين بيش از 5 سال تهيه لايحه بازنگري قانون به طول انجاميده و به‌رغم عدم نياز به بررسي لوايح پيشنهادي قوه‌قضايي در دستگاه اجرايي، لايحه‌اين‌بار در دولت خاك مي‌خورد، گويي كه «فوريت» بررسي و تغيير قانون فعلي توسط تصميم‌گيران ارشد كشور در سه قوه كمتر احساس مي‌شود.

كاهش شديد اعتبار چك، اعتماد ميان فعالان اقتصادي را به شدت كاهش داده و از سرعت گردش پول و حجم معاملات كاسته است، تحت‌اين شرايط فعالان بازار عمدتا ترجيح مي‌دهند حتي‌المقدور از خير معاملات روزانه كه وعده‌هاي مدت‌دارتري دارد بگذرند تا ‌اينكه يك شبه تبديل به مال باخته‌اي تمام عيار شوند. بر همين اساس نيز خبرنگار اقتصادي فارس با حضور در مركز فعاليت‌هاي اقتصادي و گفت‌وگو با فعالان اقتصادي تلاش كرد بخشي از مشكلات آنان را در ارتباط با وضعيت كنوني چك به تصوير بكشد.
نخستين قانونگذاري براي صادركنندگان چك‌هاي بلامحل گرچه شواهدي از حضور بعضي اوراق بهادار مانند چك در عصر هخامنشي وجود دارد، ولي در سده اخير به خاطر حجم زياد معاملات ابزارهاي مالي جديدي مانند چك وارد بازار شد، تا معاملات راحت‌تر شود اما از آنجايي كه هر ابزار جديدي آفاتي نيز دارد و در جامعه‌ايران، استفاده از چك قبل از ورود فرهنگ استفاده از آن مرسوم شد، آفت آن يعني چك‌هاي بي‌محل هم به سرعت رواج يافت. بر اساس تعريف قانوني، چك سندي است كه به موجب آن صادركننده چك وجوهي را كه نزد بانك محال عليه دارد، كلا يا بعضا دريافت يا به ديگري واگذار مي‌كند، در عين حال، بروز مشكلاتي متعدد در‌اين زمينه باعث شد كه در نظام حقوقي‌ايران نخستين بار به موجب قانون مجازات صادركنندگان چك بدون محل كه هشتم مردادماه 1312به تصويب رسيد، صدور چك بلامحل عنوان مجرمانه پيدا كرده و تا ..........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 توسط حسینی
خستگي رواني ناشي از كار:

مي ‌گويند رضايت شغلي با شادكامي ارتباط مستقيمي دارد. اين در حالي است كه عوامل مختلفي به‌ عنوان منابع فشارهاي رواني در محيط كار وجود دارند كه گاهي تحمل آن ها از عهده فرد خارج است و به اصطلاح فرد به درد آن كار نمي ‌خورد.

گاهي هم شخص قادر به مقابله با اين عوامل استرس‌زا نيست و دچار عوارض متعدد جسمي و رواني مي‌شود كه طولاني شدن اين فشارهاي رواني به ايجاد فرسودگي شغلي منجر مي شود و پيامد آن، كسالت، بي ‌تفاوتي، عدم تصميم‌ گيري صحيح، عدم ثبات، ناكامي، خستگي مفرط و دلسردي در فرد است.

گفتگوي زير با دكتر مجيد صادقي، روان‌ پزشك و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي تهران در اين خصوص مي باشد.

آقاي دكتر! فرسودگي شغلي از نظر شما به‌ عنوان يك روانپزشك چه معنايي دارد؟

خستگي رواني ناشي از كار يا همان فرسودگي شغلي، از پا افتادگي و رخوت فرد شاغل به خاطر فشار رواني ناشي از كار است كه شخص بنا به دلايلي نتوانسته با آن مقابله كند.

اين فرسودگي شغلي چه پيامدهايي براي فرد شاغل به همراه دارد؟

هم عوارض جسمي دارد و هم عوارض رواني. فرد حالت بي‌ تفاوت پيدا مي ‌كند و يا برعكس خيلي حساس مي‌ شود. حالت‌ هاي تحريك .........


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ دوشنبه نهم شهریور 1388 توسط حسینی
شان افراد در گرفتن مقام نیست، بلکه در استحقاق آنها در بدست آوردن آن مقام خلاصه میشود." ارسطو"

شما به پیشرفت های تحصیلی و شغلی خود افتخار می کنید و مشتاقید تا به عرصه چالش های جدید قدم بگذارید. این چالش ها برای شما موقعیت ها و آزمایشاتی را فراهم می آورند که شخصیت و شان شما را زیر بوته آزمایش خواهد برد. به خاطر داشته باشید: نگه داشتن شان شخصی تماما در اعتماد به نفس، عزت نفس و عدالت خلاصه می شود.

در این قسمت چند نکته وجود دارد که با استفاده از آنها ارزش شخصی و عزت نفستان در محل کار هیچ گاه از بین نخواهد رفت.

1-بدون کوچک کردن خود رئیستان را کارآمد جلوه دهید
زمانی که کارفرمای شما ترفیع رتبه می گیرد برای شما دو موقعیت مختلف پیش می آید، یکی اینکه به شما اهمیت نداده و برایتان خلاء ایجاد کند، و دیگر اینکه چون شما یکی از سرمایه های با ارزش شرکت هستید شما را با خود به بخش جدیدی که منتقل شده است ببرد. تنها کاری که باید بکنید این است که مطمئن شوید که او و دیگران از سهم بزرگی که برای شرکت انجام می دهید، آگاه می شوند. خود را در معرض دید قرار دهید، سودمند واقع شوید و برای قبول مسئولیت های جدید آماده باشید، اما به هیچ وجه چاپلوسی نکنید. به ندرت اتفاق می افتد که یک رهبر پر قدرت اطراف خود را با "بله قربان گو" ها پر کند. به موفقیت های خود افتخار کنید و استعداد ها و توانایی هایتان را بروز دهید.

2-گله و شکایت نکنید
اگر همیشه از کارفرمای خود تقاضای مرخصی کنید و زمانی که به مهلت تحویل پروژه ها نزدیک می شوید از او بخواهید تا وقت بیشتری را در اختیار شما قرار دهد، او به طور حتم از شما منزجر می شود و تاثیر مخالفی بر روی شغل و در نتیجه بر روی عزت نفستان می گذارد. کسانی که دائما در حال گله و شکایت کردن......


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنجشنبه پنجم شهریور 1388 توسط حسینی
براي‌ تعيين‌ نيازها و خواسته‌هاي‌ مشتري‌ بايد كارهاي‌زير را به‌ ترتيب‌ انجام‌ داد :

1 ـ انواع‌ مشتري‌ و خصوصيات‌ آنها را تعيين‌ نماييد .
شناسايي‌ مشتري‌ نبايد محدود به‌ افراد استفاده‌ كننده‌ از خدمات‌ واحد ارائه‌ دهنده‌ خدمت‌ باشد ، بلكه‌ بايستي‌تمام‌ مشتريها اعم‌ از مشتريهاي‌ استفاده‌ كننده‌ از خدمات‌ و مشتريهايي‌ كه‌ از خدمات‌ استفاده‌ نمي‌ كنند ، شناخته‌گردند .
2 ـ برنامه‌ جمع‌آوري‌ داده‌ از مشتريها را تهيه‌ نماييد .
3 ـ حرفها ، خواسته‌ها و نيازهاي‌ مشتريها را جمع‌آوري‌ نماييد .
4 ـ حرفهاي‌ مشتري‌ را به‌ نيازمنديها برگردانيد . جملات‌ مبهم‌ و گنگ‌ مشتري‌ را به‌ جملاتي‌ روشن‌ تبديل‌ نماييد .
5 ـ مهمترين‌ نيازهاي‌ مشتري‌ را تعيين‌ نماييد ( اولويت‌ بندي‌ )
6 ـ ارتباط‌ بين‌ نيازهاي‌ مهم‌ را روشن‌ نماييد .
7 ـ نيازهاي‌ مشتري‌ را بصورت‌ عملياتي‌ تعريف‌ نماييد .
8 ـ مشخصه‌هاي‌ كيفي‌ نيازها را تعيين‌ نماييد .
9 ـ فرايند پاسخگو را طراحي‌ نماييد .
10 ـ سنجش‌ متناسب‌ با نياز مشتري‌ را تعيين‌ نماييد .
11 ـ براي‌ اجرا برنامه‌ ريزي‌ نماييد .
داده‌هاي‌ مشتريها را مي‌ توان‌ با مصاحبه‌ هاي‌ پايان‌ كار ، مشاهده‌ در محل‌ واقعي‌ عمليات‌ ، بحث‌ گروهي‌ متمركز ونظرسنجي‌ انجام‌ داد .. در برخورد با مشتريها براي‌ جمع‌آوري‌ داده‌ اگر حرفهاي‌ او از نظر ما نادرست‌ باشد نبايدسعي‌ در اثبات‌ نادرستي‌ سخن‌ او نمود بلكه‌ بايد ضمن‌ تشكر از بيان‌ نظراتش‌ با سئوالات‌ مختلف‌ سعي‌ نمود به‌منظور او پي‌ برد .هدف‌ از ملاقات‌ با مشتري‌ تعيين‌ آماري‌ نياز نبوده‌ ، بلكه‌ درك‌ خواسته‌ هاي‌ مشتري‌ مي‌باشد.نتايج تحقيقات دانشگاه MIT نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ پس‌ از 20 ملاقات‌ نتايج‌ شروع‌ به‌ كاهش مي‌ يابد و مصاحبه‌ با 10 نفر 70درصد داده‌هاي‌ باارزش‌ را بدست‌ مي‌دهد.

سنجش‌ رضايت‌ مشتري‌ و شكايتهاي‌ آنها

نتايج‌ تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ 95 درصد مشتريهاي‌ ناراضي‌ ، نارضايتي‌ خود را به‌ شما نگفته‌ و محل‌ مراجعه‌خود را تغيير خواهند داد و نيز هر مشتري‌ ناراضي‌ ، نارضايتي‌ خويش‌ را به‌ ده‌ نفر ديگر نيز انتقال‌ خاهد داد . درسازمان‌ بايد برنامه‌ منظمي‌ براي‌ سنجش‌ رضايت‌ مشتريها وجود داشته‌ باشد تا بتوان‌ با شناسايي‌ عوامل‌ مؤثر درايجاد نارضايتي‌ نسبت‌ به‌ برطرف‌ نمودن‌ آنها اقدام‌ نمود .

اگر در سازمان‌ شكايتي‌ از سوي‌ مشتريها بگوش‌ نمي‌ رسد نبايد خوشحال‌ شد زيرا مردم‌ :

ـ بخاطر فضاي‌ بستة‌ سازمانها شكايت‌ نمي‌كنند و تنها محل‌ مراجعة‌ خود را تغيير مي‌دهند

ـ نمي‌دانند چگونه‌ شكايت‌ نمايند.

ـ اعتقادي‌ به‌ نتيجه‌ ندارند .

ـ از فكر انتقام‌ مي‌ترسند.

بايد در سازمان‌ از شكايتهاي‌ مردم‌ و افراد شاكي‌ استقبال‌ نمود . به‌ موجب‌ آمارهاي‌ بسيار دقيق‌ شاكيان‌ دو برابرمشترياني‌ كه‌ ناراضي‌ بوده‌ ولي‌ شكايتي‌ نكرده‌اند ، ارزش‌ دارند . بايد راههاي‌ مناسب‌ براي‌ اظهار شكايات‌توسط‌ مشتريها در دسترس‌ همه‌ آنها باشد تا براحتي‌ بتوانند شكايات‌ خود را مطرح‌ نمايند و سازمان‌ به‌ تمام‌ اين‌شكايتها پاسخ‌ درست‌ و مناسب‌ ارائه‌ نمايد . پاسخ‌ درست‌ و مؤثر به‌ شكايات‌ :

- يك‌ مشتري‌ غيرخوشحال‌ را وفادار مي‌ سازد.(تحقيقات‌ نشان‌ داده‌ است‌ كه‌ رسيدگي‌ سريع‌ و درست‌ به‌شكايت‌ مشتري‌ ناراضي‌ ، در 95 درصد موارد او را مشتري‌ وفادار شما خواهد نمود .

- به‌ عنوان‌ فرصت‌ يادگيري‌ و ارتقا محسوب‌ ميگردد.
- مشتريها را براي‌ اظهارنظر و شكايت‌ كردن‌ تشويق‌ مي‌ كند.
- منجر به‌ طراحي‌ و ارائه‌ خدمات‌ جديد ميگردد.

راههاي‌ جمع‌آوري‌ شكايات‌ مشتريها

از راههاي‌ مختلف‌ ميتوان‌ نسبت‌ به‌ جمع‌آوري‌ شكايات‌ مشتريها اقدام‌ نمود كه‌ در زير به‌ برخي‌ از آنها

اشاره‌مي‌گردد:

1 ـ شماره‌ تلفن‌ اعلام‌ شده‌
2 ـ نصب‌ صندوق‌ شكايات‌ و پيشنهادات‌ در واحد مربوطه‌
3 ـ توزيع‌ كارتهاي‌ شكايت‌ بين‌ مشتريها
4 ـ نظرسنجي‌ و مصاحبه‌
5 ـ بحث‌ گروهي‌ متمركز

منبع: به سوی مدیریت جامع کیفیت- دانشگاه علوم پزشکی تبریز

درباره وبلاگ

خدايا ، چه گم کرد آنکه تو را يافت ، و چه يافت آنکه تو را گم کرد . . .
-هرروزصبح درآفریقاآهویی ازخواب بیدار می شودکه میداندبایدازشیری تندتربدودتا طعمه شیر نشود و شیری که میداند باید ازآهویی تندتربدودتاگرسنه نماند.مهم نیست که شیر باشی یا آهو, با طلوع هرآفتاب باتمام توان آماده دویدن باش!
آخرين مطالب
آرشيو مطالب
پيوند ها
پيوند هاي روزانه
قالب وبلاگ